الشيخ رسول جعفريان

225

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

اكبر را نكشت ؟ امام فرمود : « كان لى أخ يقال له على ، أكبر منى قتله الناس » ، برادر بزرگترى داشتم كه مردم او را كشتند . « 1 » وقتى عمر بن سعد مورد اعتراض قرار گرفت كه چرا به سبب حكومت رى ، امام حسين عليه السّلام را كشت ؟ گفت : اين كار از جانب خدا مقدّر شده بود . « 2 » كعب الاحبار نيز تا زنده بود ، غيبگويى مىكرد كه حكومت به بنى هاشم نخواهد رسيد . ( گرچه بعدها ، هم عباسيان و هم علويان - مثلا در طبرستان - به حكومت رسيدند . ) همين امر را از قول عبد الله بن عمر نيز نقل كرده‌اند كه گفته بود : « فاذا رأيت الهاشمى قد ملك الزمان فقد هلك الزمان » ، « 3 » هنگامى كه ديدى فرد هاشمى به حاكميت رسيد ، بدان كه روزگار بسر آمده است . نتيجهء اين انحرافات براى آينده نيز اين بود كه هيچ‌گاه حركت امام حسين عليه السّلام براى اهل سنّت ، يك قيام عليه فساد قلمداد نشده و تنها آن را يك « شورش » غير قانونى شناختند . « 4 » آثار سياسى رخداد كربلا در شيعه واقعهء كربلا از حوادث تعيين‌كننده در جريان تكوين شيعه در تاريخ است . پيش از اين اشاره شد كه مبانى تشيّع ، بويژه اساسيترين اصل آن ، يعنى امامت ، در خود قرآن و سنت يافت مىشود . امّا جدايى تاريخى شيعه از ديگر گروههاى موجود در جامعه ، بتدريج صورت گرفته است . سنّت و انديشه‌اى كه از دورهء خلافت امام على عليه السّلام به يادگار ماند ، تا حدود زيادى شيعه را از لحاظ فكرى انسجام بخشيد . حمايت امويها از اسلام ساختهء خودشان كه سياست‌گذاريهاى معاويه ، اجازه نداده بود ماهيّت و فاصلهء آن با اسلام واقعى آشكار شود ، در جريان به خلافت رسيدن يزيد وضوح بيشترى يافت . در جريان حادثهء كربلا جدايى تاريخى شيعه از ساير گروههايى كه تحت تأثير اسلام مورد حمايت امويان بودند ، قطعى شد . از آن پس تشخيص و تشخص شيعه از ديگر گروهها - گروهى كه پيروى از سنّت و سيرهء على و جانشينان او مىكردند - كاملا

--> ( 1 ) . ترجمة الامام الحسين عليه السّلام ، ص 188 ( 2 ) . طبقات الكبرى ، ج 5 ، ص 148 ( 3 ) . ترجمة الامام الحسين عليه السّلام ، ابن عساكر ص 193 ( 4 ) . تاريخ اسلام ، دانشگاه كمبريج ، ج 1 ، ص 81 ( متن انگليسى ) و نك : الاختلاف فى اللفظ 49 - 47